بینش‌های بازرگانی

اینکوترمز چیست؟ راهنمای ۱۱ قاعده و تفاوت ۲۰۱۰ با ۲۰۲۰

اینکوترمز مجموعه‌ای از ۱۱ قاعده سه‌حرفی است که وظایف، هزینه‌ها و نقطه انتقال ریسک میان فروشنده و خریدار را در قرارداد فروش کالا مشخص می‌کند. تدوین‌کننده این قواعد «اتاق بازرگانی بین‌المللی» است و نسخه مورد بحث در این راهنما، اینکوترمز ۲۰۲۰ است که از اول ژانویه ۲۰۲۰ اجرا شده است. هوربان در این مقاله، قواعد را از منظر انتخاب روش حمل، نقطه تحویل، اسناد، بیمه و تشریفات گمرکی بررسی می‌کند تا خریداران مواد اولیه و محصولات صنعتی بتوانند شرایط پیشنهادی فروشنده را دقیق‌تر ارزیابی کنند. به‌طور خلاصه، اینکوترمز مشخص می‌کند کالا کجا تحویل می‌شود، ریسک در چه نقطه‌ای انتقال می‌یابد و هزینه‌ها و تشریفات حمل میان خریدار و فروشنده چگونه تقسیم می‌شود؛ اما مالکیت، پرداخت و حل اختلاف را تعیین نمی‌کند. بازبین محتوایی: واحد محتوای تخصصی هوربان، با تمرکز بر تأمین، حمل و اسناد خرید مواد اولیه و محصولات صنعتی

دسته‌بندی
بینش‌های بازرگانی
انتشار
⁨۱۴ شهریور ۱۴۰۵⁩
به‌روزرسانی
⁨۱۵ شهریور ۱۴۰۵⁩
دقیقه مطالعه
۲۰ دقیقه مطالعه
اینکوترمز چیست؟ راهنمای ۱۱ قاعده و تفاوت ۲۰۱۰ با ۲۰۲۰

اینکوترمز دقیقاً چه چیزی را مشخص می‌کند؟

اینکوترمز تعیین می‌کند فروشنده و خریدار در فرایند تحویل کالا چه مسئولیت‌هایی دارند، هزینه‌های مشخص حمل و تحویل بر عهده کدام طرف است و ریسک مفقودی یا آسیب‌دیدگی کالا در چه نقطه‌ای منتقل می‌شود.

  • وظایف طرفین: ترتیب‌دادن حمل، تهیه اسناد حمل، انجام تشریفات صادرات یا واردات و تأمین بیمه در قواعد مربوط.

  • انتقال ریسک: نقطه‌ای که پس از آن ریسک مفقودی یا خسارت کالا از فروشنده به خریدار منتقل می‌شود.

  • تقسیم هزینه‌ها: هزینه‌هایی مانند حمل، بارگیری، تخلیه، بسته‌بندی و تشریفات گمرکی بر اساس قاعده انتخاب‌شده.

محل انتقال ریسک همیشه با مقصدی که هزینه حمل تا آن پرداخت شده یکسان نیست. برای نمونه، در CPT، CIP، CFR و CIF فروشنده حمل تا مقصد نام‌برده را ترتیب می‌دهد، اما ریسک در نقطه تحویل زودتری منتقل می‌شود.

اینکوترمز چه موضوعاتی را پوشش نمی‌دهد؟

اینکوترمز جایگزین قرارداد فروش نیست و همه مسائل حقوقی و تجاری معامله را تعیین نمی‌کند. موارد زیر باید جداگانه در قرارداد یا اسناد مرتبط مشخص شوند:

  • قیمت کالا و شیوه یا زمان پرداخت؛

  • زمان و شرایط انتقال مالکیت کالا؛

  • مشخصات فنی، مقدار و کیفیت مورد توافق؛

  • ضمانت‌ها و مسئولیت ناشی از عیب کالا؛

  • قانون حاکم بر قرارداد و روش حل اختلاف؛

  • آثار نقض قرارداد، تأخیر یا محدودیت‌های تجاری؛

  • شرایط قرارداد حمل، اعتبار اسنادی و پوشش‌های بیمه‌ای خارج از الزام قاعده انتخاب‌شده.

بنابراین درج عبارتی مانند FOB یا CIF به‌تنهایی برای تنظیم یک قرارداد کامل کافی نیست.

قواعد اینکوترمز ۲۰۲۰ کدام‌اند؟

اینکوترمز ۲۰۲۰ شامل ۱۱ قاعده و اصل است: هفت قاعده آن برای هر روش یا ترکیبی از روش‌های حمل است که به این معنی است که نوع حمل و نقل در آنها عمومیت دارد و چهار قاعده فقط برای حمل دریایی و آبراه‌های داخلی است که نوع حمل و نقل در این چهار اصل حمل با کشتی است.

ردیف

اینکوترمز

قواعد اصلی

1

EXW

تحویل در محل کار فروشنده

2

FCA

تحویل به حمل‌کننده

3

CPT

کرایه حمل پرداخت‌شده تا مقصد هنگام تحویل کالا به حمل‌کننده

4

CIP

کرایه حمل و بیمه پرداخت‌شده تا مقصد هنگام تحویل کالا به حمل‌کننده قراردادی فروشنده

5

DAP

تحویل در محل نام‌برده، روی وسیله حمل ورودی و آماده تخلیه

6

FAS

تحویل در کنار کشتی؛ ویژه حمل دریایی و آبراه داخلی کنار کشتی معرفی‌شده خریدار در بندر مبدأ

7

CIF

هزینه، بیمه و کرایه حمل تا بندر مقصد روی کشتی در بندر حمل با قرارگرفتن کالا روی کشتی

8

CFR

هزینه و کرایه حمل تا بندر مقصد روی کشتی در بندر حمل با قرارگرفتن کالا روی کشتی

9

FOB

تحویل روی عرشه کشتی

10

DDP

تحویل با پرداخت حقوق و عوارض مقصد نام‌برده، پس از تشریفات واردات

11

DPU

تحویل در محل نام‌برده، پس از تخلیه کالا

خلاصه ۱۱ قاعده اینکوترمز ۲۰۲۰ قاعده مفهوم نقطه تحویل نقطه انتقال ریسک:

جدول بالا تصویری کلی از قواعد اینکوترمز ارائه می‌کند. در ادامه، هر قاعده کمی دقیق‌تر توضیح داده شده است تا مشخص شود کالا در چه نقطه‌ای تحویل می‌شود و ریسک از چه زمانی از فروشنده به خریدار انتقال می‌یابد. توجه داشته باشید مقصدی که هزینه حمل تا آن پرداخت می‌شود، همیشه همان نقطه انتقال ریسک نیست.

هفت قاعده نخست برای انواع روش‌های حمل، ازجمله حمل جاده‌ای، ریلی، هوایی، دریایی و ترکیبی قابل استفاده‌اند:

  • EXW – تحویل در محل کار فروشنده: فروشنده کالا را در محل نام‌برده، معمولاً انبار یا کارخانه خود، در اختیار خریدار قرار می‌دهد. کالا هنوز روی وسیله حمل خریدار بارگیری نشده است و ریسک از همان نقطه به خریدار منتقل می‌شود.

  • FCA – تحویل به حمل‌کننده: فروشنده کالا را در محل توافق‌شده به حمل‌کننده یا شخص معرفی‌شده از سوی خریدار تحویل می‌دهد. اگر تحویل در محل فروشنده انجام شود، فروشنده مسئول بارگیری کالا روی وسیله حمل خریدار است؛ اما اگر محل دیگری تعیین شده باشد، کالا روی وسیله فروشنده و آماده تخلیه تحویل داده می‌شود. ریسک در همان نقطه توافق‌شده منتقل می‌شود.

  • CPT – کرایه حمل پرداخت‌شده تا مقصد: فروشنده حمل کالا تا مقصد نام‌برده را ترتیب می‌دهد و هزینه آن را می‌پردازد. بااین‌حال، ریسک هنگام تحویل کالا به حمل‌کننده منتقل می‌شود، نه زمانی که کالا به مقصد می‌رسد.

  • CIP – کرایه حمل و بیمه پرداخت‌شده تا مقصد: فروشنده علاوه بر پرداخت هزینه حمل تا مقصد، پوشش بیمه مقرر را نیز تهیه می‌کند. مانند CPT، ریسک هنگام تحویل کالا به حمل‌کننده منتقل می‌شود و تا زمان رسیدن کالا به مقصد بر عهده فروشنده باقی نمی‌ماند.

  • DAP – تحویل در محل نام‌برده: فروشنده کالا را تا محل توافق‌شده در مقصد می‌رساند و آن را روی وسیله حمل ورودی، آماده تخلیه، در اختیار خریدار قرار می‌دهد. ریسک تا رسیدن کالا به این نقطه بر عهده فروشنده است و تخلیه معمولاً بر عهده خریدار قرار دارد.

  • DPU – تحویل در محل نام‌برده پس از تخلیه: فروشنده کالا را به محل توافق‌شده در مقصد می‌رساند و مسئول تخلیه آن نیز هست. ریسک پس از تکمیل تخلیه و قرارگرفتن کالا در اختیار خریدار منتقل می‌شود.

  • DDP – تحویل با پرداخت حقوق و عوارض: فروشنده کالا را پس از انجام تشریفات واردات و پرداخت حقوق و عوارض مربوط، در محل نام‌برده و آماده تخلیه تحویل می‌دهد. ریسک تا رسیدن کالا به این نقطه بر عهده فروشنده است؛ بااین‌حال، امکان قانونی و عملی انجام تشریفات واردات توسط فروشنده باید پیش از انتخاب این قاعده بررسی شود.

چهار قاعده زیر فقط برای حمل دریایی و آبراه‌های داخلی استفاده می‌شوند:

  • FAS – تحویل در کنار کشتی: فروشنده کالا را در کنار کشتی معرفی‌شده از سوی خریدار، در بندر مبدأ نام‌برده تحویل می‌دهد. ریسک از زمانی منتقل می‌شود که کالا در کنار کشتی قرار گرفته باشد.

  • FOB – تحویل روی عرشه کشتی: فروشنده کالا را روی کشتی معرفی‌شده از سوی خریدار در بندر حمل نام‌برده قرار می‌دهد. ریسک با قرارگرفتن کالا روی کشتی به خریدار منتقل می‌شود.

  • CFR – هزینه و کرایه حمل: فروشنده هزینه حمل کالا تا بندر مقصد نام‌برده را می‌پردازد، اما ریسک با قرارگرفتن کالا روی کشتی در بندر مبدأ منتقل می‌شود. بنابراین پرداخت کرایه تا مقصد به معنی باقی‌ماندن ریسک بر عهده فروشنده تا مقصد نیست.

  • CIF – هزینه، بیمه و کرایه حمل: فروشنده هزینه حمل و پوشش بیمه مقرر را تا بندر مقصد تأمین می‌کند. بااین‌حال، مانند CFR، ریسک با قرارگرفتن کالا روی کشتی در بندر مبدأ به خریدار منتقل می‌شود.

هوربان : منابع نام برده شده صرفا برای این است که شما بتوانید به قوانین درجه یک بدون واسطه دست یابید.

منبع جدول: اتاق بازرگانی بین‌المللی، «Incoterms® 2020»، یادداشت‌های توضیحی کاربران در بخش هر یک از ۱۱ قاعده.

نمایش ساده انتقال زودهنگام ریسک در قواعد C و انتقال ریسک در مقصد در قواعد D مبدأ تحویل به حمل‌کننده یا روی کشتی مقصد انتقال ریسک در قواعد C انتقال ریسک در قواعد D

این جدول، تفاوت کلی انتقال ریسک در قواعد C و D را نشان می‌دهد؛ نقطه دقیق باید در متن هر قاعده و قرارداد بررسی شود.

برداشت عملی برای خریدار ایرانی

سناریوهای زیر تحلیل عمومی هوربان بر پایه منطق قواعد رسمی‌اند و جایگزین بررسی قرارداد، مقررات گمرکی یا امکان اجرایی طرفین نیستند.

  • خرید کانتینری: اگر فروشنده کانتینر را پیش از بارگیری روی کشتی به ترمینال یا حمل‌کننده تحویل می‌دهد، FCA ممکن است نقطه تحویل واقعی را روشن‌تر از FOB نشان دهد. محل دقیق ترمینال، رسید تحویل حمل‌کننده و نیاز بانک به بارنامه دارای قید بارگیری باید پیش از قرارداد هماهنگ شود.

  • محموله فله: برای کالایی که مستقیماً کنار کشتی یا روی کشتی تحویل می‌شود، FAS یا FOB می‌تواند با عملیات واقعی سازگار باشد. خریدار باید بندر، کشتی، نقطه تحویل و مدارکی را که تحویل را اثبات می‌کنند دقیق بنویسد. این قواعد فقط برای حمل دریایی و آبراه داخلی‌اند.

  • تحویل در مقصد: در DAP، DPU یا DDP ریسک تا نقطه نام‌برده در مقصد بر عهده فروشنده می‌ماند، اما مسئولیت تخلیه و تشریفات واردات در این سه قاعده یکسان نیست. پیش از پذیرش DDP باید امکان واقعی انجام تشریفات واردات توسط فروشنده در کشور مقصد بررسی شود.

تفاوت اصلی قواعد E، F، C و D چیست؟

این دسته‌بندی، ساختار رسمی ارائه قواعد در نسخه ۲۰۲۰ نیست، اما برای فهم کلی میزان تعهد فروشنده کاربرد دارد.

  • گروه E: در EXW کالا در محل نام‌برده در اختیار خریدار قرار می‌گیرد و بخش عمده عملیات حمل بر عهده خریدار است.

  • گروه F: فروشنده کالا را به حمل‌کننده، کنار کشتی یا روی کشتی تحویل می‌دهد و خریدار حمل اصلی را ترتیب می‌دهد.

  • گروه C: فروشنده حمل اصلی را ترتیب می‌دهد، اما ریسک پیش از رسیدن کالا به مقصد منتقل می‌شود.

  • گروه D: فروشنده ریسک رساندن کالا تا محل نام‌برده در مقصد را بر عهده دارد.

مهم‌ترین تفاوت اینکوترمز ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ چیست؟

تغییر نسخه اینکوترمز الزاماً محل انتقال ریسک را در همه قواعد عوض نمی‌کند؛ تفاوت‌های نسخه ۲۰۲۰ باید قاعده‌به‌قاعده و در کنار محل نام‌برده قرارداد بررسی شوند.

هر دو نسخه ۱۱ قاعده دارند، اما نسخه ۲۰۲۰ در نام DPU، پوشش پیش‌فرض بیمه CIP، سازوکار بارنامه در FCA، شیوه نمایش هزینه‌ها و بیان الزامات امنیتی تغییراتی ایجاد کرده است.

مقایسه مهم‌ترین تغییرات اینکوترمز ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰

موضوع

اینکوترمز ۲۰۱۰

اینکوترمز ۲۰۲۰

تغییر DAT به DPU

قاعده DAT بر تحویل کالا پس از تخلیه در یک ترمینال نام‌برده تأکید داشت.

DAT با DPU جایگزین شد تا روشن شود تحویل پس از تخلیه می‌تواند در هر محل توافق‌شده‌ای انجام شود و محدود به ترمینال نیست.

پوشش بیمه در CIP

فروشنده معمولاً ملزم به تهیه پوشش حداقلی مطابق با Institute Cargo Clauses (C) یا پوششی مشابه بود.

سطح پیش‌فرض بیمه به Institute Cargo Clauses (A) یا پوششی مشابه افزایش یافت؛ مگر اینکه طرفین درباره پوشش دیگری توافق کنند.

پوشش بیمه در CIF

پوشش حداقلی مطابق با Institute Cargo Clauses (C) یا پوششی مشابه در نظر گرفته می‌شد.

سطح پیش‌فرض بیمه تغییر نکرد و همان پوشش حداقلی حفظ شد؛ البته طرفین می‌توانند پوشش بیشتری توافق کنند.

بارنامه در FCA

سازوکار مشخصی برای دریافت بارنامه دارای قید «بارگیری روی کشتی» پیش‌بینی نشده بود.

طرفین می‌توانند توافق کنند خریدار به حمل‌کننده دستور دهد پس از بارگیری، بارنامه دارای قید بارگیری را برای فروشنده صادر کند.

نمایش هزینه‌ها

هزینه‌های هر طرف در بخش‌های مختلف هر قاعده پراکنده بود.

تمام هزینه‌های مرتبط با هر طرف به‌شکل یکپارچه در مواد A9 و B9 هر قاعده ارائه شده‌اند.

الزامات امنیتی

مسئولیت‌های مرتبط با امنیت حمل و تشریفات گمرکی با جزئیات کمتری بیان شده بود.

الزامات امنیتی حمل، صادرات و واردات صریح‌تر شده و هزینه‌های مرتبط با آن‌ها نیز روشن‌تر تعیین شده‌اند.

منبع جدول:اتاق بازرگانی بین‌المللی، قواعد Incoterms® 2020 و مقایسه تغییرات نسخه‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰.

چگونه اینکوترمز مناسب معامله را انتخاب کنیم؟

قاعده مناسب باید بر اساس روش حمل، محل واقعی تحویل، توانایی طرفین در انجام تشریفات گمرکی، کنترل حمل و نیاز بیمه‌ای انتخاب شود؛ نه صرفاً بر اساس اصطلاح رایج در پیش‌فاکتور.

  1. روش حمل را مشخص کنید. برای حمل کانتینری یا ترکیبی، ابتدا قواعد قابل استفاده برای هر روش حمل مانند FCA را بررسی کنید. FAS، FOB، CFR و CIF فقط برای حمل دریایی و آبراه داخلی هستند.

  2. نقطه دقیق تحویل را بنویسید. شهر یا بندر به‌تنهایی ممکن است کافی نباشد؛ ترمینال، انبار، اسکله یا نقطه عملیاتی باید تا حد امکان دقیق مشخص شود.

  3. نقطه انتقال ریسک را کنترل کنید. پرداخت کرایه تا مقصد لزوماً به معنای باقی‌ماندن ریسک بر عهده فروشنده تا مقصد نیست.

  4. مسئول حمل اصلی را تعیین کنید. اگر خریدار حمل اصلی را منعقد می‌کند، قواعد F قابل بررسی‌اند؛ اگر فروشنده حمل را ترتیب می‌دهد، قواعد C یا D ممکن است متناسب باشند.

  5. توان اجرای تشریفات گمرکی را بسنجید. در EXW مسئولیت تشریفات صادرات بر عهده خریدار و در DDP مسئولیت تشریفات واردات بر عهده فروشنده است.

  6. بیمه را جداگانه بررسی کنید. تنها در CIF و CIP فروشنده الزام اینکوترمزی به تهیه پوشش بیمه دارد و سطح پیش‌فرض پوشش آن‌ها در نسخه ۲۰۲۰ یکسان نیست.

  7. قاعده را با پرداخت و اسناد بانکی هماهنگ کنید. اسناد لازم برای اعتبار اسنادی و زمان صدور سند حمل باید با نقطه تحویل عملی سازگار باشند.

شما میتوانید برای درک بهتر اسناد تجاری ،مقاله مرتبط هوربان را بخوانید.

جدول تصمیم اولیه برای بررسی قاعده مناسب

جدول زیر برای محدودکردن گزینه‌ها در مرحله بررسی اولیه طراحی شده است و پیشنهاد قطعی برای انتخاب اینکوترمز محسوب نمی‌شود. برای استفاده از آن، ابتدا نزدیک‌ترین سناریو به شیوه واقعی تحویل کالا را پیدا کنید و سپس مسئول حمل، تشریفات گمرکی و نقطه انتقال ریسک را بررسی کنید.

سناریوی معامله

روش حمل

مسئول حمل اصلی

مسئول تشریفات گمرکی

نقطه تقریبی انتقال ریسک

قواعد قابل بررسی

کالا در محل فروشنده و پیش از بارگیری در اختیار خریدار قرار می‌گیرد

هر روش حمل

خریدار

صادرات: خریدار؛ واردات: خریدار

محل فروشنده، پیش از بارگیری

EXW

کالا در مبدأ به حمل‌کننده معرفی‌شده از سوی خریدار تحویل می‌شود

کانتینری، زمینی، هوایی، ریلی یا ترکیبی

خریدار

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

هنگام تحویل به حمل‌کننده در محل توافق‌شده

FCA

فروشنده حمل کانتینری یا ترکیبی را تا مقصد ترتیب می‌دهد

کانتینری یا ترکیبی

فروشنده

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

هنگام تحویل کالا به حمل‌کننده، نه در مقصد

CPT یا CIP

بار مستقیماً در کنار کشتی یا روی کشتی تحویل می‌شود و خریدار حمل دریایی را ترتیب می‌دهد

دریایی یا آبراه داخلی

خریدار

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

کنار کشتی در FAS یا روی کشتی در FOB

FAS یا FOB

فروشنده حمل دریایی بار را تا بندر مقصد ترتیب می‌دهد

دریایی یا آبراه داخلی

فروشنده

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

هنگام قرارگرفتن کالا روی کشتی در بندر مبدأ

CFR یا CIF

فروشنده کالا را در مقصد، روی وسیله حمل و آماده تخلیه تحویل می‌دهد

هر روش حمل

فروشنده

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

محل نام‌برده در مقصد، پیش از تخلیه

DAP

فروشنده کالا را در محل مقصد تخلیه و سپس تحویل می‌دهد

هر روش حمل

فروشنده

صادرات: فروشنده؛ واردات: خریدار

محل نام‌برده در مقصد، پس از تخلیه

DPU

فروشنده حمل و تشریفات واردات را انجام می‌دهد و کالا را در مقصد آماده تخلیه تحویل می‌دهد

هر روش حمل

فروشنده

صادرات و واردات: فروشنده

محل نام‌برده در مقصد، پیش از تخلیه

DDP، مشروط به امکان قانونی و اجرایی

چگونه از این جدول استفاده کنیم؟

برای شروع، روش حمل را مشخص کنید. اگر حمل کانتینری، زمینی، هوایی یا ترکیبی است، ابتدا قواعد قابل استفاده برای همه روش‌های حمل را بررسی کنید. قواعد FAS، FOB، CFR و CIF فقط برای حمل دریایی و آبراه‌های داخلی مناسب‌اند.

در مرحله بعد، نقطه واقعی تحویل را پیدا کنید. برای مثال، اگر کانتینر در ترمینال مبدأ و پیش از بارگیری روی کشتی به حمل‌کننده تحویل می‌شود، FCA معمولاً با عملیات واقعی هماهنگ‌تر از FOB است.

سپس مشخص کنید کدام طرف حمل اصلی را ترتیب می‌دهد و چه کسی توان انجام تشریفات صادرات یا واردات را دارد. این موضوع به‌ویژه در EXW و DDP اهمیت دارد؛ زیرا اجرای مسئولیت‌های گمرکی در بعضی کشورها ممکن است برای طرف خارجی از نظر قانونی یا عملی امکان‌پذیر نباشد.

در نهایت، نقطه انتقال ریسک، پوشش بیمه، اسناد بانکی و محل دقیق تحویل باید جداگانه بررسی شوند. پرداخت هزینه حمل تا مقصد لزوماً به این معنا نیست که ریسک نیز تا مقصد بر عهده فروشنده باقی می‌ماند؛ این تفاوت به‌خصوص در قواعد CPT، CIP، CFR و CIF اهمیت دارد.

انتخاب نهایی باید با متن قرارداد، محل نام‌برده، روش واقعی حمل، الزامات بانکی، مقررات گمرکی و توان اجرایی خریدار و فروشنده تطبیق داده شود.

مبنای جدول: قواعد Incoterms® 2020 اتاق بازرگانی بین‌المللی و تحلیل کاربردی هوربان برای بررسی اولیه معامله.

چرا استفاده از FOB برای هر محموله دریایی مناسب نیست؟

FOB برای تحویل و انتقال ریسک هنگام قرارگرفتن کالا روی کشتی تعریف شده است. برای محموله کانتینری که فروشنده کالا را پیش از بارگیری روی کشتی به حمل‌کننده یا ترمینال تحویل می‌دهد، FCA ممکن است با نقطه واقعی تحویل سازگارتر باشد.

FOB همچنان برای کالایی قابل بررسی است که مستقیماً روی کشتی تحویل می‌شود. انتخاب میان FOB و FCA باید بر اساس عملیات واقعی، سند تحویل و کنترل هر طرف بر محموله انجام شود.

یک مثال ساده از انتخاب بین FCA و FOB

فرض کنید قرار است یک کانتینر قطعات صنعتی از شانگهای به بندرعباس بیاورید. فروشنده پیشنهاد می‌دهد معامله را با شرط FOB شانگهای انجام دهید؛ اصطلاحی آشنا که در نگاه اول کاملاً مناسب به نظر می‌رسد. اما در حمل کانتینری، فروشنده معمولاً کانتینر را قبل از بارگیری روی کشتی، در ترمینال به متصدی حمل تحویل می‌دهد. به همین دلیل، در بسیاری از این معاملات استفاده از FCA ترمینال شانگهای انتخاب روشن‌تری است؛ چون دقیقاً مشخص می‌کند مسئولیت فروشنده در چه نقطه‌ای تمام می‌شود و ریسک از چه زمانی به خریدار منتقل خواهد شد.

خلاصه تجربه عملی این است: اگر بار به‌صورت کانتینری حمل می‌شود، قبل از پذیرفتن خودکار FOB، حتماً FCA را هم بررسی کنید. مهم‌تر از نام قاعده این است که محل تحویل را دقیق بنویسید؛ چون عبارت کلی «FCA شانگهای» ممکن است بعداً دوباره محل اختلاف شود.

اینکوترمز چگونه باید در قرارداد نوشته شود؟

قاعده باید همراه با محل، بندر یا نقطه دقیق و سال نسخه مورد استفاده درج شود:

[Incoterms rule] [Named place, port or point] Incoterms® 2020

برای نمونه، عبارت «FCA، انبار یا پایانه مشخص‌شده، Incoterms® 2020» از درج FCA بدون تعیین نقطه تحویل روشن‌تر است. نشانی و نقطه عملیاتی واقعی باید در قرارداد همان معامله ثبت شود.

منبع: اتاق بازرگانی بین‌المللی، «Incoterms® 2020 Checklist + Flowcharts – Choosing the Right Incoterms® Rule»، بخش «A Decision-Making Checklist».

اشتباهات رایج خریداران در استفاده از اینکوترمز چیست؟

  • اشتباه‌گرفتن پرداخت کرایه حمل با پذیرش ریسک حمل؛

  • استفاده از قواعد دریایی برای حمل کانتینری یا ترکیبی بدون بررسی نقطه واقعی تحویل؛

  • درج اصطلاح سه‌حرفی بدون نوشتن محل دقیق و سال نسخه؛

  • فرض اینکه اینکوترمز زمان انتقال مالکیت یا شیوه پرداخت را تعیین می‌کند؛

  • انتخاب DDP بدون بررسی امکان انجام تشریفات واردات توسط فروشنده؛

  • انتخاب EXW بدون توجه به مسئولیت خریدار در تشریفات صادرات؛

  • فرض وجود پوشش بیمه کافی بدون بررسی قاعده و مفاد بیمه‌نامه؛

  • استفاده از نسخه‌های متفاوت در پیش‌فاکتور، قرارداد و اعتبار اسنادی.

پرسش‌های متداول درباره اینکوترمز

آیا اینکوترمز فقط برای واردات و صادرات است؟

خیر. قواعد اینکوترمز می‌توانند در قراردادهای فروش داخلی و بین‌المللی کالا استفاده شوند.

آیا اینکوترمز ۲۰۲۰ اجباری است؟

این قواعد زمانی بر معامله اعمال می‌شوند که طرفین آن‌ها را در قرارداد وارد کنند. سال نسخه باید صریح نوشته شود تا قاعده مورد استناد روشن باشد.

آیا اینکوترمز ۲۰۱۰ دیگر قابل استفاده نیست؟

طرفین می‌توانند درباره استفاده از نسخه ۲۰۱۰ توافق کنند، اما باید سال نسخه را روشن بنویسند. نسخه ۲۰۲۰ جدیدترین نسخه منتشرشده اتاق بازرگانی بین‌المللی است.

در کدام قواعد فروشنده بیمه تهیه می‌کند؟

در CIF و CIP فروشنده موظف است پوشش بیمه مقرر در قاعده را تهیه کند. در نسخه ۲۰۲۰، پوشش پیش‌فرض CIP با Institute Cargo Clauses (A) یا مشابه آن و پوشش پیش‌فرض CIF با Institute Cargo Clauses (C) یا مشابه آن متناظر است، مگر اینکه طرفین توافق دیگری داشته باشند.

تفاوت DAP و DPU چیست؟

در DAP کالا در مقصد، روی وسیله حمل و آماده تخلیه در اختیار خریدار قرار می‌گیرد. در DPU فروشنده باید کالا را در محل مقصد تخلیه کند.

تفاوت CFR و CIF چیست؟

در هر دو قاعده فروشنده حمل تا بندر مقصد را ترتیب می‌دهد و ریسک با قرارگرفتن کالا روی کشتی منتقل می‌شود. در CIF، فروشنده علاوه بر حمل باید پوشش بیمه مقرر را نیز تهیه کند.

کدام اینکوترمز برای واردات بهتر است؟

یک قاعده واحد برای همه خریدهای وارداتی مناسب نیست. روش حمل، نقطه تحویل، تشریفات گمرکی، بیمه، شیوه پرداخت و میزان کنترل خریدار باید هم‌زمان بررسی شوند.

تفاوت هزینه و ریسک در اینکوترمز چیست؟

هزینه نشان می‌دهد مخارج مشخص حمل و تحویل بر عهده کدام طرف است، اما ریسک مشخص می‌کند مسئولیت مفقودی یا آسیب‌دیدگی اتفاقی کالا از چه نقطه‌ای منتقل می‌شود. در قواعد C ممکن است فروشنده هزینه حمل تا مقصد را بپردازد، درحالی‌که ریسک پیش‌تر منتقل شده است.

برای حمل کانتینری قاعده تحویل روی عرشه کشتی بهتر است یا تحویل به حمل‌کننده؟

اگر کانتینر پیش از بارگیری روی کشتی به حمل‌کننده یا ترمینال تحویل می‌شود، FCA معمولاً گزینه‌ای قابل بررسی و هماهنگ‌تر با نقطه واقعی تحویل است. FOB زمانی قابل بررسی است که تحویل عملی کالا روی کشتی انجام شود؛ انتخاب نهایی به قرارداد، اسناد حمل و عملیات بندر بستگی دارد.

آیا اینکوترمز انتقال مالکیت را تعیین می‌کند؟

خیر. اینکوترمز درباره تحویل، هزینه‌ها، ریسک و برخی وظایف حمل و گمرک است و زمان انتقال مالکیت را تعیین نمی‌کند. شرط انتقال مالکیت باید جداگانه در قرارداد فروش و با توجه به قانون حاکم نوشته شود.

جمع‌بندی

اینکوترمز زبان قراردادی مشترکی برای تعیین وظایف، هزینه‌ها و انتقال ریسک میان فروشنده و خریدار است، اما جای قرارداد فروش، بیمه‌نامه یا توافق پرداخت را نمی‌گیرد.

چک‌لیست نهایی:

  • روش حمل؛

  • نقطه دقیق تحویل؛

  • نقطه انتقال ریسک؛

  • مسئول تشریفات گمرکی؛

  • نوع و سطح پوشش بیمه؛

  • اسناد حمل و اسناد بانکی.

تصمیم نهایی باید با متن قرارداد و شرایط واقعی معامله تطبیق داده شود. برای بررسی اولیه شرایط خرید یا استعلام از هوربان، مشخصات کالا، مبدأ، مقصد، روش حمل، نقطه پیشنهادی تحویل، مسئولیت گمرکی، نیاز بیمه‌ای و اسناد موردنیاز بانک را ارائه کنید. بررسی هوربان بر همین ورودی‌ها متمرکز است و جایگزین مشاوره حقوقی یا گمرکی اختصاصی نیست.

منابع مورد استفاده

  • «Incoterms® 2020»، اتاق بازرگانی بین‌المللی، ۲۰۱۹، بخش‌های «Introduction to Incoterms® 2020»، «Rules for Any Mode or Modes of Transport» و «Rules for Sea and Inland Waterway Transport»؛ تاریخ دسترسی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵.

  • «Incoterms® 2020 Checklist + Flowcharts – Choosing the Right Incoterms® Rule»، اتاق بازرگانی بین‌المللی، ۲۰۲۲، بخش‌های «A Decision-Making Checklist» و «Sample Incoterms® 2020 Decision Flowcharts»؛ تاریخ دسترسی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵.

  • «Incoterms® and Commercial Contracts»، کتابخانه دیجیتال اتاق بازرگانی بین‌المللی، سال انتشار در اطلاعات در دسترس مشخص نشده است، بخش‌های «Incoterms® 2020 Rules» و «Incoterms® 2010 vs 2020»؛ تاریخ دسترسی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵.

  • «Incoterms® 2020 FCA and CPT: Best Practice for Shipping Containers Through Ports»، اتاق بازرگانی بین‌المللی، تاریخ بررسی منبع: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵.

مسیر تصمیم تجاری خود را روشن‌تر شروع کنید

هوربان نیاز شما را بررسی می‌کند، ابهام‌های اولیه را می‌پرسد و مسیر مناسب برای قدم بعدی همکاری را پیشنهاد می‌دهد.

ثبت درخواست تأمین کالاتماس با هوربان
مقالات

بینش‌هایی برای ادامه مطالعه در همین مسیر محتوایی.

اسناد تجارت خارجی؛ راهنمای کامل مدارک خرید، حمل، گمرک و پرداخت
بینش‌های بازرگانی

اسناد تجارت خارجی؛ راهنمای کامل مدارک خرید، حمل، گمرک و پرداخت

اسناد تجارت خارجی مدارکی هستند که مشخصات کالا، شرایط معامله، شیوه حمل، مبدأ، مالکیت، بیمه، بازرسی، پرداخت و تشریفات گمرکی را ثبت می‌کنند. برای جلوگیری از تأخیر یا مغایرت، خریدار باید پیش از پرداخت و حمل، فهرست اسناد موردنیاز را براساس قرارداد، روش پرداخت، نوع کالا، کشور مبدأ و الزامات گمرکی نهایی کند.

۲۲ دقیقه مطالعه
استراتژی باربری در ایران؛ از انتخاب مسیر تا تحویل قابل‌کنترل
بینش‌های بازرگانی

استراتژی باربری در ایران؛ از انتخاب مسیر تا تحویل قابل‌کنترل

استراتژی مؤثر باربری در ایران باید هزینه، زمان، ایمنی محموله و قابلیت پیگیری را هم‌زمان مدیریت کند. برای رسیدن به این هدف، کسب‌وکار ابتدا باید مشخصات بار و سطح خدمت موردنیاز را تعیین کند؛ سپس شیوه حمل، مسیر، ناوگان و شاخص‌های ارزیابی را بر همان اساس انتخاب کند. هوربان این رویکرد را جایگزین تصمیم‌گیری صرفاً بر مبنای پایین‌ترین کرایه می‌داند.

۸ دقیقه مطالعه
بازرگانی چیست؟ راهنمای جامع آشنایی با تجارت داخلی و بین‌المللی
بینش‌های بازرگانی

بازرگانی چیست؟ راهنمای جامع آشنایی با تجارت داخلی و بین‌المللی

وقتی نام بازرگانی را می‌شنویم، معمولاً خرید و فروش کالا به ذهن می‌رسد. اما در دنیای امروز، بازرگانی بسیار فراتر از معامله کالا است. بازرگانی شبکه‌ای از فعالیت‌ها شامل تأمین کالا، مذاکره، حمل‌ونقل، امور گمرکی، تأمین مالی، بازاریابی و مدیریت ریسک است که باعث می‌شود کالا و خدمات از تولیدکننده به مصرف‌کننده نهایی برسند. در اقتصاد جهانی، تجارت بین‌الملل یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد اقتصادی محسوب می‌شود و دسترسی شرکت‌ها به بازارهای جدید را فراهم می‌کند.

۳ دقیقه مطالعه